سلام
اول ازهمه عذرخواهی عمیق منو بابت یه مدت طولانی مرخصی بپذیرید، نبودم یعنی رفته بودم مسافرت ( جای همتون رو خالی کردم ) به اینتترنت هم دسترسی نداشتم و ....
بابام داره میره کربلا؛ خیلی دلم براش تنگ میشه ، بغض می کنم ، بار اول نیست اما این بار یه حس دیگه دارم نمی دونم شایدازاین ناامنی های این کشورفلاکت زده می ترسم ؛ فقط می شینم دعا دعا می کنم که زود برگرده .
میگم این تابستون چقدر زود داره شال و کلاه میکنه ، کلی برای خودم برنامه ریزی کرده بودم ، اما به هیچ کدوم اونها عمل نکردم ؛ می خواستم کلی کتاب ازادبیات کلاسیک جهان بخونم اما موفق نشدم ، خجالت می کشم بگم تا الان فقط کتاب زندگی نامه شهید چمران رو خوندم هر چند که عالی بوداما ...
هنوز که تابستون تموم نشده ؛ قول میدم ، قول میدم که دیگه قدرفرصت رو بدونم و چند تا کتاب دیگه هم بخونم . قراره که توی این هفته برم کلاس رانندگی ثبت نام کنم .![]()