امروز ندیدمت ولی صدات روشنیدم .صدای خنده هات که بهم امیدواری می ده ، صدای خنده هات ثدای جریان زندگیه ، جریانی مثه آب رودخونه ، نه رودی پر تلاطم بلکه آرام و سربه زیر .
تو رفتی بخوابی و من تمام اس ام اس هایی رو که بهم زدی مرور می کنم .آخری ها از یاس و نا امیدی حرف زدی ، از غوغای افکار پریشانت و من بی تاب وبی صبر می شم ، خوب می دونم باید صبر کنم ، برای وصال تو !
تو هم مثل من نگران سپری شدن سال های بی شکیبی هستی ؟
گفتی نگرانی که نتونی منوخوشبخت کنی ؟! بگذار برایت بگوییم نازنینم ، خوشبختی من با توست ، خوشبختی من در کنار توبودن وبرای توزندگی کردن است، توبرای من همان خوشبختی محض هستی . من هیچ گاه خوشبختی و بدبختی ام را با مادیات نمی سنجم . من فقط به روح بلند تو به ارده ات و به اعتقاداتت ایمان آوردم و همین برای من کافی است و دیگر هیچ.